wait لطفا صبر کنید
0.0 (0)

با چه هدف و دليلي امام رضا(ع) به ايران آمدند؟

در جواب اين پرسش بايد نخست به نكاتي اشاره نمود و سپس به پاسخ اصلي پرداخت؛
1. اشاره‌ اي مختصر به برخي از خصوصيات مامون
زندگي مامون سراسر كوشش و فعاليت و خالي از تنعم بود. درست بر عكس برادرش امين كه در آغوش مادرش زبيده پرورش يافته بود (1). مامون مانند برادرش اصالت چنداني براي خود احساس نمي‌ كرد و نه تنها مطمئن به آينده خويش نبود بلكه برعكس اين نكته را مسلم مي‌ پنداشت كه عباسيان به خلافت او تن نخواهند داد. از اين رو آستين همت را بالا زده و براي آينده‌اش برنامه ريزي كرد . مامون خطوط آينده خود را از لحظه اي تعيين كرد كه به موقعيت خود پي برد و دانست كه برادرش امين از مزايايي برخوردار است كه دست وي از آن ها كوتاه است. او از اشتباه هاي امين نيز پند آموخت. مثلا با مشاهده لهو و لعب امين، ‌مامون به پارسايي و دينداري مي‌ پرداخت. و هر بار كه امين حركت سستي را آغاز مي‌ كرد،‌ مامون آن حركت را با جديت در پيش مي‌ گرفت.(2)
او در علوم و فنون مختلف تبحر يافت و بر همسانان خويش و حتي بر تمام عباسيان برتري يافت.
تا آن‌ جا كه برخي در مورد مامون گفته‌ اند: «در ميان عباسيان كسي دانشمند تر از مامون نبود».(3)
ابن نديم درباره اش چنين گفته: «آگاه‌ تر از همه خلفا نسبت به فقه و كلام بود».(4)
از اميرالمومنين علي (ع) نيز نقل شده كه، درباره بني عباس سخن مي گفت،‌ تا به اينجا رسيد كه : هفتمين آن ها از همه شان دانشمند تر خواهد بود.(5)
ساير مورخين مانند سيوطي، ‌ابن تغري بردي و ابن شاكر كتبي نيز در مورد مامون نوشته اند: او به لحاظ دور انديشي ،‌ اراده و بردباري، دانش زيركي ، هيبت ،‌شجاعت،‌ فتوت و ... بهترين مرد بني عباس بود ... در ميان بني عباس كسي دانشمندتر از او به مقام خلافت نرسيد.(6)
2. پيشنهاد خلافت و امتناع امام 
در كتابهاي تاريخي آمده كه مامون ابتدا پيشنهاد خلافت را به امام رضا (ع) كرد ولي امام شديدا از پذيرفتن آن خودداري نمود. مامون مدتها كوشيد كه امام را به پذيرفتن اين مقام متقاعد كند ولي موفق نشد. مي‌ گويند اين كوششها به مدت دو ماه در شهر مرو ادامه يافت.
مامون به امام مي‌ گفت: ميخواهم خود را از خلافت معزول كنم و آن را به تو واگذارم و خود نيز با تو بيعت كنم .
امام در پاسخ به مامون مي فرمود: اگر اين خلافت از آن توست،‌ پس تو حق نداري اين جامه خداي را از تن خود در آوري و بر قامت شخص ديگري بپوشاني. و اگر خلافت مال تو نيست پس چگونه چيزي را كه مال تو نيست به من مي‌ بخشايي؟(7)

3. اجبار امام به پذيرفتن وليعهدي.
مكاتبات مامون از مرو با امام در مدينه به نتيجه‌اي نرسيد. با بي ثمر ماندن مكاتبات مامون شخصي به نام «رجاء بن ابي ضحاك»(8) را مامور كرد امام را از مدينه به مرو منتقل سازد. وي نيز به اجبار و علي رغم عدم تمايل قلبي امام ايشان را به مرو منتقل كرد. سپس در مرو امام را از هر سو زير فشار قرار داد تا ولايت عهدي را بپذيرد.
زماني كه تلاش امام براي نپذيرفتن ولايتعهدي سودي نبخشيد، امام در پي آن شد تا از اين مساله در جهت اهداف سياسي خويش بهره ببرد . در اين باره نكته مهم آن بود كه امام اين اقدام مامون را به عنوان اقدامي در شناخت حق علويان در امر خلافت نشان دهد. و مي‌ دانيم كه تا آن زمان خلفاي عباسي چنين حقي را براي علويان نپذيرفته بودند. اين اقدام به خوبي مي‌ توانست بطلان اقدامات خلفاي پيشين رادر خلاف اين جهت؛ اعم از اموي و عباسي نشان دهد. لذا امام فرمود:
«سپاس خداي را كه آن‌ چه مردم از ما تباه كرده بودند حفظ كرد و قدر و منزلت ما را كه پايين برده بودند، بالا برد . هشتاد سال بر بالاي چوبهاي كفر (منابر اهل سنت) ما را لعن و نفرين كردند،‌ فضائل ما را كتمان نمودند و دارايي ها و اموال فراواني را در راه دروغ بستن بر ما هزينه كردند، اما خداوند چيزي جز بلندي ياد ما و آشكار شدن فضل ما نخواست.(9)

4. برخي از دلايل ناخوشنودي امام از پذيرش ولايتعهدي
ابو الفرج اصفهاني مي‌ نويسد: ... مامون، فضل و حسن فرزندان سهل (وزيرش) را نزد امام فرستاد. ايشان به امام مقام وليعهدي را پيشنهاد كردند ولي امام نپذيرفت. آنها اصرار و امام امتناع مي‌ كرد تا اينكه يكي از آن ها زبان به تهديد امام گشود و ديگري گفت: بخدا سوگند كه مامون مرا دستور داده تا گردنت را بزنم،‌ اگر با درخواست او مخالفت كني.(10)
برخي نيز چنين آورده اند كه مامون پس از ملاقات با امام با كنايه به ايشان گوشزد نمود كه آيا مي‌ خواهي همانند پدرانت مسموم شوي يا رواياتي كه دال بر مسموميت تو است تبديل به واقعيت شوند. آنگاه به امام گفت : تو در اماني. بگو چرا وليعهدي را نمي‌ پذيري؟ امام پاسخ داد: زيرا تو مي‌ خواهي كه مردم بگويند علي بن موسي از دنيا روي گردان نيست اما اين دنيا است كه بر او اقبال نكرده. آيا نمي‌ بينيد چگونه به طمع خلافت، ‌وليعهدي را پذيرفته.
در اينجا بود كه مامون بر آشفت و به امام گفت: به خدا سوگند اگر وليعهدي را بپذيري كه هيچ و الا مجبورت خواهم كرد كه آن را بپذيري. اگر باز همچنان امتناع كني گردنت را خواهم زد.(11)

5. سخنان خود مامون پيرامون واگذاري ولايتعهدي به امام رضا (ع)
مامون دربرابراعتراضي كه از سوي هواخواهان حكومت عباسي درمساله ولايتعهدي امام رضا (ع ) به او شد مطالبي را بيان كرد كه خطوط اصلي سياست او را در اين باره روشن مي سازد:
مامون گفت: اين مرد كارهاي خود را از ما پنهان كرده و مردم را به امامت خود مي خواند. ما او را بدين جهت وليعهد قرارداديم كه مردم را به خدمت ما خوانده و به سلطنت و خلافت ما اعتراف نمايد و در ضمن فريفتگانش بدانند كه او آنچنان كه ادعا مي كند نيست و اين امر(خلافت) شايسته ما است نه او وهمچنين ترسيديم اگر او را به حال خود بگذاريم در كار ما شكافي به وجود آورد كه نتوانيم آن را پر كنيم واقدامي عليه ما بكند كه تاب مقاومتش را نداشته باشيم. اكنون كه با وي اين رويه را پيش گرفته و در كار او مرتكب خطا شده و خود را با بزرگ كردن او در لبه پرتگاه قرار داده ايم نبايد در كار وي سهل انگاري كنيم بدين جهت بايد كم كم از شخصيت و عظمت او بكاهيم تا او را پيش مردم بصورتي درآوريم كه از نظر آنها شايستگي خلافت را نداشته باشد سپس درباره او چنان چاره انديشي كنيم كه از خطرات او كه ممكن بود متوجه ما شود جلوگيري كرده باشيم.(12)
اباصلت هروي نيز در تعليل واگذاري ولايتعهدي به امام رضا (ع) مي گويد:
ولايتعهدي را به امام واگذاشت تا به مردم نشان بدهد كه او دنيا خواه است و بدين ترتيب موقعيت معنوي خود را پيش از آنها از دست بدهد.
حاصل سخن آنكه مامون براي اجبار امام به پذيرفتن ولايتعهدي ايشان را از مدينه به مرو آورد تا بتواند بدين وسيله نقشه هاي خويش را عملي سازد و امام نيز ناچارا مجبور شد به اين مسافرت تن بدهد. 

پي نوشت ها:
(1) مادر مامون كنيزي خراساني به نام «مراجل» بود كه در روزهاي پس از تولد مامون از دنيا رفت. ( دميري، حيات الحيوان، ج1، ص72؛ اتليدي،‌ اعلام الناس في اخبار البرامكه و بني العباس، ص106 و 107؛ سيد جعفر مرتضي حسيني، زندگي سياسي هشتمين امام، مترجم: سيد خليل خليليان، ص97.)
(2) الاداب السلطانيه، ص 212.
(3) دميري،‌ حيات الحيوان، ج1، ص72.
(4) ابن نديم،‌الفهرست، (قاهره، مطبعه الاستقامه)‌ص174.
(5) ابن شهراشوب، مناقب آل ابي‌طالب، ج2،‌ص 276.
(6) سيوطي، تاريخ الخلفا، ص306، ابن تغري بردي، وفات الوفيات، ج1، ص239، تاريخ الخميس،‌ ج2، ص334. 
(7) جهت كسب اطلاعات دقيق تر ر.ك: ابن فتال نيشابوري، روضه الواعظين، ج1، ص267 به بعد؛ طبرسي،‌ اعلام الوري باعلام الهدي، ص320؛ قندوزي حنفي، ينابيع الموده، ص384؛ شيخ صدوق،‌ امالي،‌ ص42-43؛ شيخ مفيد، الارشاد، ص310؛ اربلي، كشف الغمه، ج3،‌ص65 به بعد؛ شيخ صدوق،‌ عيون اخبار الرضا، ج2، ص140تا 149؛ كليني،‌الكافي، ج1،‌ص489.
(8) وي از خويشاوندان فضل بن سهل (وزير مامون) بود. او يكي از فرماندهان مامون و براي مدتي نيز فرماندار خراسان بود. ولي بر اثر سوء رفتارش عزل شد.
(9) شيخ صدوق، عيون اخبار الرضا، ج2، ص162.
(10) مقاتل الطالبيين، ص562-563.و نزديك يه اين نكته نيز در ارشاد شخ مفيد ص310 آمد ه است.
(11) ر.ك: ابن شهراشوب، مناقب آل ابي طالب، ج4، ص363؛ شيخ صدوق، ‌امالي،‌ص43؛‌ شيخ صدوق،‌ عيون اخبار الرضا، ج2،‌ص140؛‌ ابن فتال نيشابوري،‌ روضه الواعظين ،‌ج1،‌ص 268.
(12) عيون الاخبارالرضا، ج 2، ص 167 – 168.

عزاداري عاشورا محرم فلسفه فايده
اثر آثار فوايد آسيب ها امام حسين(ع)
NotCache List Paramters: 2&29&8743!Model&179!RelateType&0 Name List:الگوي ليستي مرتبط ها - كل
كاربر گرامي سوالات خود را از بخش "ارسال سوال ديني " ارسال كنيد.
NotCache List Paramters: 6&0&0!Model&219 Name List:نمايش رندوم كتب - كل ++++++